خانه / نهی از سوگندخوردن در داد و ستدها

نهی از سوگندخوردن در داد و ستدها

 

3-1. حفظ منابع و سرمایه های اقتصادی

منابع و سرمایه های اقتصادی، نقش مهمی در توسعه و رشد اقتصادی یک کشور دارند. سیاست ها و اعمال مدیریت های نادرست، ممکن است باعث تخریب و اضمحلال برخی از این سرمایه ها و منابع اقتصادی شود. ممکن است برخی از مسؤولین و زمامداران در تصمیماتی که اخذ می‌ کنند از این منابع و سرمایه ها غفلت نموده یا آن را کم اهمیت قلمداد نمایند. در نتیجه با نادیده انگاشتن آن، مشکلات و معضلاتی را برای مردم و جامعه ایجاد کنند. در همین راستا امام علی(ع) در نامه خود به مالک اشتر سفارش می‌کنند:

باید تلاش تو در آبادانی زمین بیشتر از جمع‌آوری مالیات باشد؛ زیرا مالیات جز با آبادانی فراهم نمی‌شود و کسی که می‌خواهد مالیات را بدون آبادانی مزارع به دست آورد، شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود می‌کند و مدیریت وی دوام ندارد (نهج‌البلا‌غه، نامه53).

آبادانی زمین به عنوان بخشی از منابع  و سرمایه های اقتصادی که موجب رشد اقتصادی جامعه می شود از اهمیت بسزایی برخوردار است. ازاین‌رو، در سیره‌ علوی به آن توجه شده و اقدامات مدیریتی را در حیطه و چارچوب آن ترسیم می‌نماید.

در همین راستا وقتی خبردار می‌شوند که «قرظه بن کعب انصاری» زمامدار «بِهقُباذات»(1)   نسبت به حفظ و احیای منابع طبیعی مانند نهر آب، بی توجهی نموده سریعاً نامه‌ای برای وی ارسال و در آن چنین می‌نگارند:

پس از حمد و سپاس خداوند، به درستی که مردانی  از اهل ذمّه، در قلمروِ حکومتی‌ات گزارش داده‌اند که نهری در سرزمین آنان، از میان رفته و نابود شده است و آنان، دارای حق آبادانی بر مسلمانان هستند. در این‌باره، تو و آنان بررسی کنید. سپس نهر را آباد کرده و آن را مجدداً احیاء نمایید. به جانم سوگند! آبادکردن آنان، برای ما دلپذیرتر است از آنکه بیرون روند یا تهی دست شوند یا از وظیفه آبادی شهرها قصور ورزند (یعقوبی، بی تا، ج2، ص203).

اگرچه ممکن است احیاء و راه‌اندازی نهر، موضوع پیش پا افتاده‌ای قلمداد گردد، ولی همین موضوع ناچیز برای تولید و رونق بازار و رشد اقتصاد یک کشور حائز اهمیت است. ازاین‌رو، نباید از منظر و نگاه مدیران و مسؤولین پوشیده بماند و یا اجرای دیگر برنامه ها موجب بروز آسیب در این منابع و سرمایه های اقتصادی گردد.

امیر مؤمنان علی(ع) حفظ و احیای منابع طبیعی؛ مانند کشاورزی، نهر آب، دام و غیره را مورد توجه قرار داده و با استفاده از راهبرد کنترل تحدیدی به اهمیت آن می‌پردازد. ایشان با التفات به اهمیت منابع اقتصادی و الزامات آن به عنوان بستر رشد اقتصادی، همه کارگزاران و زمامداران را به رعایت آن ملزم می‌نمایند و علاوه بر اختیاراتی که به مأمورین و کارگزاران خویش واگذار نموده‌اند، حفظ و حراست از این منابع را از آنها خواستارند.

 بر این اساس، مدیران؛ اعم از مدیران نظامی، مالی، سیاسی و اداری باید تصیمات و اقداماتی که در راستای پیشبرد اهداف نظام اسلامی انجام می‌دهند، در چارچوب  حفظ منابع و سرمایه های اقتصادی کشور باشد و باید از هر گونه سیاست‌گذاری و اقداماتی که موجب اتلاف منابع می‌گردد اجتناب ورزند.

امام علی(ع) با بکارگیری راهبردهای کنترل تحدیدی، این امکان را به متصدیان اقتصادی و بازاری ها می‌دهد تا در شرایط پیچیده که امکان تعیین شاخص های رفتاری و عملکرد به صورت جزئی و مشخص وجود ندارد با استفاده از اختیارات خود در حیطه های ازپیش تعیین شده فعالیت نمایند. در همین راستا آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که احکام فقهی و حقوقی اشیاء، اموال و حقوق اشخاص را تحدید کرده و از تعرض به آن جلوگیری می نماید و برای متعدّیان آن کیفر قضایی و دوزخ قیامت را مقرر کرده است؛ مانند آیات تحریم ربا، تحریم سرقت، تحریم تغییر وصیّت، تحریم تصرف در اموال ایتام و مانند آن (جوادی آملی، 1389(ب)، ص621).

 بنابراین، امام علی(ع) با تأکید بر رعایت مساوات و برابری، عدم احتکار و حفظ منابع و سرمایه های اقتصادی در حوزه بازار و فعالیت های اقتصادی، کرانه و حدود رفتار و عملکرد بازاری ها و متصدیان این عرصه را مشخص می نمایند و از این طریق فعالیت های اقتصادی آنها را مورد کنترل قرار می دادند.

2. کنترل تشخیصی

سیستم های کنترل باید مبتنی بر تدوین یک سری شاخص و معیارهای رفتاری و عملکردی باشند تا افراد با درک آن، رفتارها و عملکردهای خود را بر آنها منطبق سازند.

 انتخاب و تدوین یک مجموعه معیار و استانداردهای منسجم و روشن، نقش حیاتی در سیستم کنترل ایفاء می‌کند؛ زیرا استانداردهای عملکرد به عنوان نشانگر روش‌ها و راهنمای عملکرد، کنترل را ممکن می‌نماید؛ چون استانداردها، معیار و ضابطه‌ای برای ارزیابی عملکرد محسوب می‌شوند (Koontz and Weihrich, 2006, P.480). در شرایطی که میزان پیچیدگی پایین و رویکرد به کنترل سازمانی است، کنترل از طریق تعیین شاخص های رفتاری و عملکرد، قابل اجراست.

1-2. پرهیز از کم فروشی

برخی از آموزه های دینی معیارهای رفتار در بازار را مطرح می کنند. به عنوان مثال، برخی از شاخص هایی که قرآن در حوزه مسائل اقتصادی به ویژه بازار مطرح می کند، پرهیز از کم فروشی است و در این خصوص می فرماید: «وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ وَإِذَا کَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ» (مطفیین(83): 1-3)؛ واى بر کم فروشان؛ آنان که وقتى براى خود پیمانه مى کنند، حق خود را بطور کامل مى گیرند، امّا هنگامى که مى خواهند براى دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم مى گذارند.

 مطففین اسم فاعل از ریشه «طفّ» است و «راغب» در «مفردات» آیات قرآن چنین می‌نویسد: «طَفَّفَ الکیلَ: قلّل نصیب المکیل له فی إیفائه و استیفائه. طفّف الکیل؛ از پرداخت و اداى وزن و پیمانه اى که باید بدهد قسمتى را کم گزاردن» (راغب اصفهانی، 1412‌ق، ص521).

کم فروشی به طور صریح در آیات قرآن مورد نهی واقع شده است؛ مانند آیه شریفه که می‌فرماید: «وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ» (هود(11): 84)؛ و بسوى «مدین» برادرشان شعیب را (فرستادیم) گفت: اى قوم من! خدا را پرستش کنید که جز او معبود دیگرى براى شما نیست! پیمانه و وزن را کم نکنید (کم فروشى نکنید).

 اینکه از بین همه گناهان مردم مَدیَن، به کم‌فروشی و نقص در مکیال و میزان اشاره شده، دلالت بر این دارد که این گناه در بین آنان شیوع بیشترى داشته و در آن افراط مى کرده اند؛ به حدى که فساد آن چشمگیر و آثار سوء آن روشن شده بود و لازم بود که داعى به سوى حق، قبل از هر دعوتى آنان را به ترک این گناه و انحراف دعوت کند و از میان همه گناهانى که داشته اند انگشت روى این یک گناه مى گذارد (طباطبایی، 1417ق، ج 10، ص361).

امام علی(ع) در زمانی که مدیریت جامعه را برعهده گرفتند در راستای رسالت اجتماعی قرآن، همان شاخص‌های مشخص شده در تعالیم وحیانی را سرلوحه مدیریت خویش قرار دادند و براساس شاخص‌های اسلامی و قرآنی به کنترل اوضاع و احوال اقتصاد و بازار اسلامی پرداختند. در این خصوص چنین نقل شده است که:

أَنَّهُ کَانَ یَمْشِی  فِی  الْأَسْوَاقِ  وَ بِیَدِهِ دِرَّه یَضْرِبُ بِهَا مَنْ وَجَدَ مِنْ مُطَفِّفٍ أَوْ غَاشٍّ فِی تِجَارَه الْمُسْلِمِینَ (ابن‌حیون، 1385ق، ج 2، ص538)؛ به درستی که امام علی(ع) در بازارها راه می‌رفت و تازیانه‌ای در دست داشت که با آن کم‌فروشان و نیرنگ‌بازان در تجارت مسلمانان را تنبیه می‌کرد.

ایشان یکی از معیارها و شاخص‌هایی که در داد و ستد برای بازار مسلمین مشخص نمودند، پرهیز از کم فروشی است. ازاین‌رو، پس از بیان و تعیین شاخص‌ مذکور در بازار به نظارت و کنترل بازار و داد و ستدها می‌پرداختند. این نوع کنترلی که ایشان در بازار اعمال می‌نمودند، راهبرد کنترل تشخیصی است که با بیان و تعیین معیار و استانداردهای تجارت اسلامی، درصدد بودند تا بازار مسلمین را از این عیوب، پاک و منزه گردانند.

2-2. پرهیز از سوگندخوردن در داد و ستدها

در نظام اسلامی که تمام ارکان و اجزای آن بر اساس بینش توحیدی شکل می‌گیرد، نام خدا از ارزش بسیاری برخوردار است. به همین دلیل، اقتصادی که بر محوریت توحید و ارزشمندی نام خدا شکل گرفته است، مسلمانان اجازه ندارند به منظور منافع شخصی و دنیوی به نام خدا سوگند یاد کنند، مگر در برخی موارد، مانند امور قضایی.

امیر مؤمنان علی(ع) برای اینکه نام خدا دست‌آویز عده‌ای سودجو قرار نگیرد و سوگندخوردن به نام خدا در معاملات اقتصادی مرسوم نشود، مسلمانان را از سوگندخوردن به نام خدا برحذر می‌داشتند. «ابوسعید» در این مورد چنین نقل می‌کند:

«کانَ علیٌ یَأتِی السُّوقَ فَیَقُولُ: یا أهلَ  السُّوقِ  اِتَّقُوا اللّهَ وَ إیّاکُم وَ الحَلفَ، فَإنّ الحَلفَ یَنفقُ السَّلعه و یَمحَقُ البَرَکه، وَ إنّ التاجرَ فاجرٌ إلّا مَن أخَذَ الحَقَّ وَ أعطى الحَقَ، و السّلامُ عَلیکُم» (ابن عساکر، 1415ق، ج42، ص409)؛ امام علی(ع) به بازار می‌آمد و می‌گفت: ای بازرگانان از خدا بترسید و از سوگند بپرهیزید؛ به درستی که سوگند، کارها را از بین می برد و برکت را نابود می‌سازد؛ به درستی که بازرگان، ستمکار است، مگر آنکه به حق دریافت کند و حق را بپردازد.

همانطور که در این رخداد تاریخی بیان شده است، امام علی(ع) آن دسته از تجاری که به دنبال کسب منافع مادی به وسیله سوگندخوردن به خدا را دارند، مورد مذمت قرار می‌دهند و آن را موجب زوال برکت برمی‌شمارند.

3-2. ارزان فروشی

امام علی(ع) یکی دیگر از معیارها و شاخص‌های بازار اسلامی را قیمت مناسب کالاها و خدمات برمی‌شمرند؛ چنانچه در مورد ایشان نقل شده است که خطاب به تجار و بازاریان می‌فرمودند: «أحسِنُوا، أرخصوا بیعکم  على  المُسلمین  فإنّه أعظم للبرکه» (شریف قریشی، 1423ق، ج11، ص44)؛ نیکی کنید، کالاها را به ارزانی به مسلمانان بفروشید که آن موجب افزایش برکت می‌باشد.

ایشان در فرمان حکومتی به مالک اشتر، برخورد با بازرگانان و تجار منفعت طلب که گران فروشی می‌کنند را گوشزد نموده و می‌فرمایند:

«تَحَکُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ وَ ذَلِکَ بَابُ مَضَرَّه لِلْعَامَّه وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلَاه …. وَلْیَکُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاع » (نهج البلاغه، نامه53)؛ کالا را به هر قیمتى که مى خواهند مى فروشند که این سودجویى و گران فروشى براى همه افراد جامعه زیانبار و عیب بزرگى بر زمامدار است. باید خرید و فروش در جامعه اسلامى، به سادگى و با موازین عدالت انجام گیرد، با نرخ هایى که بر فروشنده و خریدار زیانى نرساند.

در این فرمان حکومتی، ایشان وجود گران فروشی در بازار و اقتصاد اسلامی را از ضعف‌های مهم بازار معرفی می‌نمایند. حضرت به منظور کنترل دقیق و تشخیص قیمت‌ها در بازار و عرصه اقتصادی با استفاده از تعامل و ارتباط با افراد مطلع و آگاه درصدد کسب اطلاع از قیمت‌ها برمی‌آمدند؛ چنانکه در این ‌مورد از «ابوالصهباء» نقل شده است که می گوید: «رأیت علیّا بشطّ الکلاء یسأل  عن  الأسعار» (شوشتری، 1409ق، ج8، ص563)؛ علی را در کنار علفزاری دیدم که از قیمت‌ها سؤال می‌کرد.

موضوع قیمت در بازار از موضوعاتی است که تمام مردم و افراد جامعه با آن ارتباط دارند. در صورتی می‌توان یک نظام اقتصادی خوب و مطلوب را ایجاد نمود که مدیران و دست‌اندرکاران نظام اقتصادی و بازار بر قیمت‌ها نظارت کامل داشته و مانع افزایش بی‌رویه قیمت‌ها شوند. ازاین‌رو، امام علی(ع) در سیره مدیریتی خویش با مد نظر قراردادن این موضوع و مشخص نمودن شاخصِ قیمت در بازار، آن را در دوره مدیریت خویش اجراء می‌کردند و همواره از آن به عنوان یک معیار اسلامی و ارزشمند در بازار و اقتصاد اسلامی یاد می‌کردند.

در نتیجه یکی از راهبردهای کنترلی در سیره مدیریتی امام علی(ع) در حوزه با بازار توجه نمودن به قیمت کالا و خدمات است و متصدیان بازار باید این شاخص را مدّ نظر خویش قرار دهند و براساس آن بازار و قیمت را کنترل نمایند.

4-2. قبول اقاله

اقاله در لغت به معنای مسامحه و نادیده انگاشتن امری می‌باشد و در اصطلاح، فسخ عقد از طرف معامله کنندگان، بعد از پشیمانی یکی از دو طرف معامله و درخواست فسخ از جانب او و قبول این درخواست از طرف دیگر می‌باشد. بنابراین، اگر یکی از طرفین معامله ـ مثل مشتری ـ از معامله‌ای که کرده پشیمان شود و هیچ راهی برای فسخ عقد نداشته باشد، از بایع درخواست می‌کند که معامله فسخ شود و او نیز قبول کند و بیع را فسخ کند، معامله فسخ می‌شود که به این کار اقاله می‌گویند (www.pajoohe.com).

امام صادق(ع) نیز در اهمیت این موضوع می‌فرمایند: «ایما رجل اقال مسلماً فی بیع، اقال الله عثرته یوم القیامه» (حر عاملی، 1409ق، ج17، ص386 و ج18، ص72)؛ هر کس مسلمانی را در خرید و فروش اقاله کند، خداوند گناه او را در روز قیامت اقاله می‌کند.

ازاین رو، امیرمؤمنان(ع) اقاله را یکی از ویژگی‌های منحصربه فرد در بازار اسلامی برشمرده و آن ‌را موجب رضایتمندی مردم از بازار و اقتصاد اسلامی برمی شمارند و در این راستا اقداماتی را نیز انجام داده‌اند. به عنوان مثال، در کنترلی که بر اوضاع و احوال بازار اعمال می‌کردند بیان شده است:

أَتَى  أَصْحَابُ  التَّمْرِ فَإِذَا جاریهٌ تَبْکِی عندَ التّمّارِ فَقَالَ: «مَا ما شأنُکِ؟ [فقَالَتْ: بَاعَنِی تَمْراً بِدِرْهَمٍ فَرَدَّهُ مَولایَ فَأَبَى أَنْ یَقْبَلَهُ فَقَالَ:] یا صاحبَ  التّمرِ خُذْ تَمْرَکَ وَ أَعْطِهَا دِرْهَماً فَإِنَّهَا خَادِمٌ لَیْسَ لَهَا أَمْر، [فدَفَع علیاً. فقال: المُسلِمُونَ تَدری مَن دَفَعتَ؟ قال: لا. قالوا أمیرُالمؤمنین. فَصَبَّ تَمرَها وَ أعطاها دِرهَمَها و قال: أحبُ أن تَرضى عَنی. فقال:] ما أرضانی عَنکَ إذا أوفیتَ الناسَ حُقوقَهُم» (شوشتری، 1409ق، ج18، ص67).

امام علی(ع) نزد خرمافروشان آمد و دید کنیزکی نزد خرمافروش می‌گریست. پرسید: تو را چه شده است؟ کنیز گفت: خرمایی را به یک درهم به من فروخت، ولی آقایم آن را برگرداند و خرمافروش آن را پس نمی‌گیرد. امام علی(ع) فرمودند: ای دارنده خرما، خرمایت را بستان و درهمش را برگردان که او خدمتگزاری است و اختیاری ندارد. خرمافروش ایشان را عقب راند.

 مردم گفتند می‌دانی چه کسی را عقب راندی؟! خرمافروش گفت: نه. مردم گفتند: او امیر مؤمنان است. خرمافروش خرمای کنیز را پس گرفت و درهمش را بازگرداند. آنگاه خرمافروش خدمت امام(ع) رسید و عرض کرد: دوست دارم از من خوشنود باشی. امام(ع) در پاسخ وی فرمودند: آنچه مرا از تو خوشنود سازد، پرداخت کامل حقوق مردم است.  

3. کنترل اجتماعی

نظام کنترل در اسلام، فقط در چارچوب وظایف سازمانی مدیران و سرپرستان خلاصه نمی‌شود، بلکه تمام آحاد مردم این وظیفه را برعهده دارند. این مفهوم در ادبیات دینی، امر به معروف و نهی از منکر نامیده می شود. امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از سازوکارهای کنترل عامه است (ابروش، 1391، ش1، ص121).

 امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از سازوکارهای کنترل برای افرادی که فاقد اختیارات رسمی در بازار و عرصه های اقتصادی هستند، این امکان را فراهم می سازد تا انحرافات رفتاری و عملکردی بازار و متصدیان ذیربط را مورد توجه قرار دهند و از این طریق آن را کنترل و اصلاح نمایند. گروه های غیر رسمی، مشتریان و افرادی که به نوعی با بازار ارتباط پیدا می کنند، با مشاهده آسیب ها و انحرافات موجود در بازار، از طریق راهبرد امر به معروف و نهی از منکر این انحرافات را مورد توجه قرار می دهند و در جهت اصلاح آن اقدامات مقتضی را اعمال می نمایند.

قرآن در راستای اهمیت امر به معروف و نهی از منکر، از آن به عنوان یکی از ویژگی های نظام اسلامی یاد می کند و می گوید: «کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّه أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ» (آل عمران(3): 110)؛ شما بهترین امتى بودید که به سود انسانها آفریده شده اند؛ (چه اینکه) امر به معروف و نهى از منکر مى کنید.

امام علی(ع) نیز در بیان اهمیت این موضوع در نامه‌ای که به فرزندشان در واپسین لحظات عمر شریف خود نگاشتند، می فرمایند: «اَلَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُم » (نهج البلاغه، نامه47)؛ امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنید که بدهاى شما بر شما مسلّط مى گردند، آنگاه هر چه خدا را بخوانید جواب ندهد.

امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از بارزترین راهبردهای کنترل اجتماعی در بازار، می‌تواند بخشی از نواقص و عیوب موجود در راهبردهای کنترل رسمی و سازمانی بازار را جبران نماید. به این شکل که اگر انحرافاتی از دید سیستم های کنترل در بازار مغفول بمانند، افراد؛ اعم از متصدیان بازار و غیره می توانند انحرافات ایجادشده را به متصدیان و مسؤولان گزارش کنند.

در شرایط پیچیده ارزش و اهمیت راهبرد کنترل اجتماعی به مراتب بیشتر از شرایط ساده می باشد؛ زیرا در شرایط پیچیده به دلیل وجود عوامل و عناصر تأثیرگذارِ متنوع بر فرآیند و فعالیت های بازار به ندرت می توان از طریق راهبردهای سازمانی و بوروکراتیک استفاده کرد؛ زیرا نظام های کنترل سازمانی؛ هرچند از مدل های پیشرفته تری استفاده نمایند، ولی باز هم در مواجهه با برخی از انحرافات ناتوان هستند. در نتیجه تقویت و ایجاد راهبردهای لازم برای تحقق یک نظام کنترل اجتماعی و عامه می تواند بازار را در جهت کنترل انحرافاتِ احتمالی در شرایط پیچیده یاری رساند.

امام علی(ع)؛ گرچه می توانست از طریق راهبردهای کنترل تحدیدی و تشخیصی فعالیت های بازار و بازاریان را کنترل کند، ولی به آنها اکتفاء نمی کردند. ایشان علاوه بر استفاده از دو راهبرد کنترلی فوق، با حضور در بازار و مشاهده فعالیت های اقتصادی در بازار نسبت به انحرافات، حساسیت نشان داده و سعی در کاهش و زدودن انحرافات این حوزه بودند.

 «ابوسعید» در این مورد چنین نقل می‌کند: «کانَ علیٌ یَأتِی السُّوقَ فَیَقُولُ: «یا أهلَ  السُّوقِ  اِتَّقُوا اللّهَ…» (ابن عساکر، 1415ق، ج42، ص409)؛ امام علی(ع) به بازار می‌آمد و می‌گفت: ای تجار و اهل بازار از خدا بترسید…». حضور ایشان در بازار و تنبه در خصوص انحرافات اقتصادی که ممکن است در رفتار و عملکرد بازاریان رخ نماید، مؤید ضرورت امر به معروف و نهی از منکر در بازار و سیستم های اقتصادی جامعه است.

4. کنترل درونی

کنترل درونی(2)   یک راهبرد خودکنترلی(3)  است و به وسیله مردمی که برانگیخته می شوند تا مسؤولیت رفتار خود را در کارها بر عهده بگیرند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته مردم وقتی که در تدوین استانداردهای عملکرد و عملکرد واقعی مشارکت داشته باشند، احتمال بیشتری برای تحقق کنترل درونی وجود دارد (Schermerhorn, 2004, P.114).

هدفی که در کنترل درونی دنبال می‌شود، ایجاد حالتی درون فرد است که بدون کنترل یک عامل خارجی، او را به انجام وظایفش متمایل می سازد. اگر مدیران بتوانند افراد را از جهت وجدانی نسبت به انجام وظایفشان معتقد و ملزم سازند، بدون آنکه نیازی به کنترل خارجی باشد، آن ها خود را وجداناً موظف می‌دانند که امور محوله را انجام دهند. اما فراتر از مسأله وجدان، پایه‌های اعتقادی افراد و خودکنترل ساختن آنان از این طریق است.

به همین منظور در اسلام، زمینه های اعتقادی به گونه‌ای است که بهترین بستر رشد برای خودکنترل ساختن افراد فراهم است و اعتقاد فرد مسلمان بهترین کنترل کننده درونی برای او به شمار می‌آید. مسلمان معتقد، با اعتقاد به معاد و روز جزا، دست به انجام عملی که انجام آن منع شده است، نخواهد زد؛ زیرا او خود را در مقابل خدای خود مسؤول می‌پندارد؛ فرد مسلمانِ معتقد، خدا را همواره حاضر و ناظر بر امور می‌داند.

 بنابراین؛ چه سازوکارهای رسمی برای کنترل باشد و چه نباشد، او احساس می‌کند که باید بر نفس خود مسلط باشد و از جاده صحت و درستی منحرف نشود. فرد متقی در اسلام، انسانی است که مجهز به یک دستگاه کنترل، متشکل از اصول اعتقادی عقل، فطرت، وجدان و ضمیر روشن است. التفات و توجه به مسائل حلال و حرام، پرهیز از گناهان و انجام ثواب، همه شیوه هایی هستند که فرد مسلمان را خودکنترل می سازند.

بنابراین، با انجام یک سلسله برنامه های فرهنگی و ارشادی می‌توان در چنین زمینه مساعدی بذر خودکنترلی را ایجاد و بارور ساخت؛ البته ذکر این نکته ضروری است که هدف ها و مأموریت‌ها و شیوه های کار نباید با اعتقادات اعضای سازمان در تضاد باشند (الوانی، 1389، ص139). براین اساس، کنترل درونی از طریق خودتنظیمی و خودکنترلی ایجاد می‌شود (Schermerhorn, 2004. P.107).

در عصر حاضر، جوامع مختلف می‌کوشند تا از طرق گوناگون، خودکنترلی را در عرصه های مختلف تحقق بخشند. برخی از این جوامع بر بیدارکردن وجدان فردی اهتمام می‌ورزند و برخی دیگر می‌کوشند تا از طریق تقویت احساس ملیت خواهی و میهن دوستی، افراد را خودکنترل سازند. اما تمامی این روش‌ها به علت نارسایی ها و محدودیت های موجود تا کنون موفقیتی تام نداشته‌اند؛ در حالی که زمینه‌های اعتقادی اسلام بهترین بستر را برای خودکنترلی فراهم می آورند و مدیران می‌توانند از این فرصت و موهبت، بهترین بهره‌برداری را داشته باشند (الوانی، 1389، ص139).

مدیران با استفاده از این فرصت می توانند زمینه های تقویت و ارتقای خودکنترلی را در افراد فعال در حوزه بازار و مسائل اقتصادی ایجاد نموده و بسترهای تحقق کنترل درونی در بازار را ایجاد نمایند.

راهبردهای کنترل درونی، بدون تکیه بر سازوکارها، قواعد و رویه های رسمی، از طریق حاکمیت ارزش ها سعی می کنند افراد به طور خودجوش و فعال، خود را با موضوع کنترل درگیر نموده و از این طریق زمینه وقوع انحرافات را زدوده و یا اصلاح نمایند.

تأکید تعالیم اسلامی بر تقوا نمونه ای صریح و روشن برای تقویت راهبرد کنترل درونی است. تقوا در لغت به معنای حفظ و نگهداری چیزی از انحراف و گناه در خارج و در مقام عمل است (مصطفوی، 1360، ج13، ص184-183). برخی از منظر دینی، تقوا را به خودنگهداری از آنچه به گناه و انحراف می انجامد تعبیر نموده اند (راغب اصفهانی، 1412 ق، ص881).

 تقوا از دیدگاه اسلام به این معناست که انسان از خطری بترسد که از فعل اختیاری خود یا ترک آن متوجه سعادت ابدی او می‌شود و در برابر این خطر، کاری کند که چنین خطری متوجه او نشود. بنابراین، در تقوا همیشه یک خوف قبلی وجود دارد که انسان را وادار به تحفُّظ می‌کند و چون مؤثر حقیقی خداوند است، هنگامی که آن را در قالب اسلامی‌اش بریزیم می‌شود خوف از خدا (مصباح یزدی، 1380، ج1، ص75-74).

برخی از اندیشمندان با ذکر فلسفه تقوا به عنوان یک عامل کنترل کننده درونی در انسان ها می گویند:

تأمّل و اندیشه در واقعیت های موجود در عالم نشان می دهد که هر متحرّکی در مسیر حرکت خود در معرض خطر و آستانه سقوط و هلاکت قرار خواهد گرفت. ازاین رو، به کنترل کننده ای نیاز دارد تا از سقوط و انحطاط نجات پیدا کند. انسان نیز موجودی متحرّک است که حیاتش حرکت وی است. در این مسیر انحرافاتی وجود دارد که او برای حرکت در آن ناچار به داشتن کنترل کننده و بازدارنده است.

این نیروی نگه دارنده را اصطلاحاً تقوا می نامند که برای افراد مختلف، گونا گون است؛ زیرا کسی که می خواهد شهری را اداره کند، لغزش های بیشتر و خطرناک تری دارد نسبت به کسی که می خواهد روستا یا خانه ای را اداره کند. همچنین است، کسی که می خواهد کشوری را اداره کند، در مقایسه با کسی که می خواهد شهر یا استانی را اداره کند (جوادی آملی، 1389(الف)، ج1، ص389-388).

براساس اندیشه اسلامی، آنچه حافظ و نگهدارنده انسان از لغزش و انحراف است، تقوا است و مدیران بیش از هر چیز به آن نیازمندند و تا از مرتبه بالای آن برخوردار نباشند شایستگی مدیریت را نمی‌یابند (دلشاد تهرانی، 1379، ص167).

 اهمیت تقوا در موقعیت هایی که نظام های بوروکراتیک، قابلیت و توان کنترل کردن از طریق رویه های سازمانی را ندارند، بیشتر می شود. در چنین شرایطی که راهبردهای سازمانی و بوروکراتیک، قادر به کشف و اصلاح همه انحرافات موجود در بازار نیستند، تبلور و گسترش تقوا می تواند راهبردهای کنترل درونی در بازار را تقویت نماید.

تقوا همچون دژی استوار، افراد را از لغزش‌های اقتصادی مصون می‌دارد و آنان را در برابر انحرافات حفظ می‌کند؛ همچنانکه امیر مؤمنان علی(ع) فرمودند: «اى بندگان خدا! بدانید که تقوا، دژى محکم و شکست ناپذیر است، … آگاه باشید با پرهیزکارى و تقوا، ریشه هاى گناهان را مى توان برید» (نهج‌البلاغه، خطبه157).

حضرت در نخستین سخنرانی‌های خود بعد از قبول خلافت، اوصاف یک مسلمان واقعی را برشمرد و به این نکته مهم نیز اشاره نموده و فرمودند: «از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید؛ زیرا شما در پیشگاه خداوند، مسؤول بندگان خدا و شهرها و خانه ها و حیوانات هستید» (همان، خطبه167). در همین راستا در سخنرانی دیگری در سال 35 هجری فرمودند:

«أَلَا وَ إِنَّ  الْخَطَایَا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النَّارِ أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَى مَطَایَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّه» (همان، خطبه16)؛ آگاه باشید! همانا گناهان چون مرکب هاى بدرفتارند که سواران خود (گناهکاران) را عنان رها شده در آتش دوزخ مى اندازند، اما تقوا، چونان مرکب هاى فرمانبردارى هستند که سواران خود را عنان بر دست، وارد بهشت جاویدان مى کنند.

اهتمام ایشان به موضوع تقوا حکایت از آن دارد که هر گونه اصلاح و کنترل در حوز های مختلف، بدون ایجاد کنترل درونی امکان پذیر نیست یا در صورت امکان، امری مشکل و طاقت فرسا می باشد.

بنابراین، با توجه به سیره علوی، چنین نتیجه می گیریم که امام علی(ع) به منظور کنترل اوضاع و احوال امور، از جمله عرصه اقتصادی و بازار، افزون بر سازوکارهای رسمی، راهبرد کنترل درونی را نیز مورد توجه قرار می دهد. این راهبرد از این ویژگی منحصربه فرد برخوردار است که می تواند زمینه ها و بسترهای وقوع انحراف را از ریشه خشکانده و مانع بروز و ایجاد انحراف شود.

نتیجه گیری

سرانجام با بررسی های انجام شده، این نتیجه به دست می آید که امام علی(ع) به منظور اعمال کنترل و نظارت در مسائل اقتصادی به ویژه بازار، با توجه به شرایط متفاوت، از راهبردهای کنترلی خاصی بهره می گرفت. در شرایطی که پیچیدگی بازار بالاست و رویکرد به کنترل، سازمانی و از طریق سازوکارهای بوروکراتیک و رسمی باشد، راهبرد کنترل تحدیدی را مورد توجه قرار می دادند؛ زیرا در چنین شرایطی نمی توان تمام مسائل خرد و ریز بازار را کنترل نمود، بلکه فقط با تعیین حیطه عملکرد مطلوب می توان افراد را مورد هدایت و کنترل قرار داد.

 توجه به مساوات و برابری، احتکارنکردن و حفظ منابع و سرمایه های اقتصادی از جمله موارد و نمونه هایی هستند که به عنوان راهبردهای کنترل تحدیدی در سیره امام علی(ع) مشاهده می شود. امام علی(ع) با تعیین حدود و حیطه های رفتاری در فعالیت های اقتصادی و بازار، قصد داشتند بازار را مورد کنترل و اقدامات آن را در راستای سیاست های عدالت محورانه قرار دهند.

در شرایطی که پیچیدگی بازار اندک و رویکرد امام علی(ع) به کنترل سازمانی است، با تعیین شاخص برای بازار و فعالیت هایی که در آن انجام می گیرد، تلاش می کردند تا فعالیت و رفتار بازاریان و متصدیان این حوزه را مورد کنترل و هدایت قرار دهند. تأکید ایشان بر پرهیز از کم فروشی، پرهیز از سوگندخوردن در معاملات اقتصادی، ارزان فروشی و قبول اقاله از شاخص هایی هستند که ایشان برای فعالان در بازار و عرصه اقتصاد، مشخص و مدوّن می نمودند.

بسیار واضح است در شرایطی که پیچیدگی بازار زیاد باشد، نمی توان هر یک از این شاخص های مذکور را مورد سنجش و کنترل قرار داد؛ در واقع شاخص نگاری و ارزیابی بازار، تنها زمانی امکان پذیر است که بازار غیر پیچیده و ساده باشد. بنابراین، متصدیان بازار زمانی می توانند از شاخص ها برای سنجش و کنترل بازار استفاده کنند که بازار، فاقد پیچیدگی باشد یا حداقل میزان پیچیدگی آن اندک باشد. امام علی(ع) شاخص هایی که برای کنترل تشخیصی در بازار تعیین نمودند، به گونه ای است که در شرایط ساده می توان بازار را از طریق این راهبرد مورد کنترل قرار داد.

در سیره امام علی(ع) موارد و نمونه های دیگری مشاهده شد که بر سازوکارهای غیر رسمی و غیر سازمانی برای کنترل بازار و فعالیت های آن تأکید دارد. در شرایطی که بازار از پیچیدگی بالایی برخوردار است و تمرکز برای کنترل به صورت غیر رسمی و غیر سازمانی باشد، راهبرد کنترل اجتماعی تأثیر بسزایی در کنترل بازار دارد. به عنوان مثال، وقتی بازار گسترده می شود و عناصر متعددی در بازار تأثیر می گذارند، تقویت روح نظارت و کنترل جمعی می تواند بخش مهمی از انحرافات را مورد کنترل قرار دهد.

در سیره امام علی(ع) به کنترل اجتماعی توجه فراوانی شده است. ایشان از طریق سازوکار امر به معروف و نهی از منکر تلاش می کردند تا آحاد افراد جامعه را مسؤولیت پذیر نموده و هرکس در قبال انحرافاتی که در سطح جامعه؛ اعم از بازار و غیره رخ می نماید را اصلاح و کنترل نماید. حضور ایشان در بازار و تذکر به بازاریان مؤید این موضوع می باشد.

امام علی(ع) با درک اهمیت و ارزش تقوا و نقشی که در فعالیت های اجتماعی به ویژه بازار ایفاء می کند، درصدد بودند تا با شیوع و گسترش آن، کنترل درونی را در آحاد افراد جامعه به ویژه بازاریان و متصدیان بازار نهادینه سازند. توجه و تأکید ایشان به موضوع تقوا در بسیاری از سخنان و نامه های ایشان حکایت از اهمیت و ارزش تقوا و کارکرد آن در موضوعات و مسائل اجتماعی دارد و از آنجا که حوزه اقتصاد و بازار مرتبط با زندگی اجتماعی انسان می باشد، تبلور تقوا در جامعه و تأثیراتی که به دنبال خواهد داشت، در حوزه مسائل اقتصادی و بازار نیز تسری می یابد.

بنابراین، تقویت و گسترش تقوا در بازاریان، موجب ایجاد نیروی خودکنترلی یا کنترل درونی در آنها می شود. در نتیجه زمینه بروز انحرافات رفتاری در بازار به حداقل ممکن کاهش می یابد.

در نهایت به این نکته رهنمون می شویم که امام علی(ع) با توجه به موقعیت های چهارگانه بازار که برآیند میزان پیچیدگی و رهیافت مدیران به کنترل است، از راهبردهای چهارگانه «کنترل تحدیدی»، «کنترل تشخیصی»، «کنترل اجتماعی» و «کنترل درونی» برای هدایت و کنترل رفتار بازاریان و متصدیان بازار بهره می جست.

پیشنهادات

این پژوهش، پس از اتمام این مقاله، برخی موضوعات مرتبط با موضوع پژوهش مذکور را برای پژوهشگران علاقمند در این حوزه پیشنهاد می نماید. به نظر نویسنده موضوعاتی که در ذیل عنوان می شوند، از اهمیت ویژه ای برای تحقیق و بررسی برخوردارند:

1. راهبردهای کنترل بازار در سیره امام علی(ع) در قالب مدل های مفهومی متفاوتی مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان با مقایسه آنها به نتایج علمی بهتری نایل شد.

2. راهبردهای کنترل بازار در سیره پیامبر اکرم(ص) نیز مورد پژوهش قرار بگیرد.

3. سیاست های اقتصادی امام علی(ع)، با توجه به موقعیت های مختلف نیز مورد بررسی واقع شود.

پی نوشت:

بِهقُباذات نام سه منطقه در بغداد بود.
internal control.
self-control.

منابع و مآخذ

1. قرآن کریم.

2. نهج البلاغه.

3. آرسالامون، مایکل و استوارت، النور دبلیو، بازاریابی (افراد واقعی، انتخاب های واقعی)، تهران: مهربان نشر، 1389.

4. ابروش، رضا، «بررسی سازوکارهای نظام کنترل تعاملی در سیره امام علی7»، فصلنامه اسلام و پژوهش های مدیریتی، سال دوم، ش1، 1391.

5. ابن حیون، نعمان بن محمدمغربى، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ج2، قم: مؤسسه آل البیت:، چ2، 1385‌ق.

6. ابن عساکر، ابوالقاسم على بن حسن بن هبهاللّه شافعى دمشقى،  تاریخ مدینه دمشق ، ج42، بیروت: دار الفکر، 1415ق.

7. ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، ج2، بیروت: دارالفکر، چ3، 1414ق.

8. الوانی، سیدمهدی، مدیریت عمومی، تهران: نشر نی، چ35، 1389.

9. امام خمینی، سیدروح الله، کتاب البیع، ج3، قم: انتشارات جامعه مدرسین، چ5، 1415ق.

10. پروشانی، ایرج، «شهر و بازار در دوره اسلامی»، دانشنامه جهان اسلام، تهران: مؤسسه دائره المعارف الفقه الاسلامی، بی تا.

11. جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، محقق: محمد صفایی، ج1، قم: اسراء، چ7، 1389.

12. ————–، تسنیم، محقق: علی اسلامی، ج2، قم: اسراء، چ6، 1389.

13. ————–، سرچشمه اندیشه، محقق: عباس رحیمیان، قم: اسراء، چ5، 1386.

14. جوهری، اسماعیل بن حماد، صحاح اللغه، ج2، بیروت: دارالعلم للملایین، چ4، 1407ق.

15. حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج17و18، قم: مؤسسه آل البیت:،  1409ق.

16. حسینی زبیدی، محمدمرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج6، بیروت: دارالفکر، 1414ق.

17. دلشاد تهرانی، مصطفی، دولت آفتاب، تهران: انتشارات دریا، 1379.

18. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن ، بیروت: دار القلم ـ الدار الشامیه، 1412ق.

19. ربعی قزوینی(ابن ماجه)، ابوعبدالله، سنن ابن ماجه، بیروت: دارالمعرفه، 1419ق.

20. روستا، احمد، ونوس، داور و ابراهیمی، عبدالحمید، مدیریت بازاریابی، تهران: سمت، 1389.

21. زاهدی وفا، محمدهادی و ناسخیان، علی اکبر، تحلیل ساختار و نظریه بازار، انتشارات دانشگاه امام صادق7، 1391.

22. سالواتوره، دومینیک، تئوری و مسائل اقتصاد خرد، ترجمه حسن سبحانی،‌ تهران: نشر نی، چ6، 1372.

23. شریف قرشى، باقر، موسوعه الإمام أمیر المؤمنین على بن أبى طالب7 ، بی جا: مؤسسه الکوثر، 1423‌ق .

24. شوشتری ، قاضى نورالله، إحقاق الحق و إزهاق الباطل ، ج8 و18، قم: مکتبه آیهالله المرعشى النجفى ، 1409ق.

25. طباطبایى، سیدمحمدحسین،  المیزان فى تفسیر القرآن، ج10،  قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چ5 ،  1417‌ق.

26. طوسی، ابوجعفرمحمدبن الحسن بن علی، النهایه، بیروت: دارالکتب العربی، چ2، 1400ق.

27. —————————، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، بیروت: مؤسسه فقه الشیعه، 1411ق.

28. مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، ج1، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی;، چ8، 1380.

29. مصطفوى، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج13، تهران:  بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1360.

30. یعقوبی، احمدبن أبى یعقوب اسحاق بن جعفربن وهب بن واضح، تاریخ یعقوبى ، ج2، بیروت: دار صادر، بى تا.

31. Daft, Richard L, Organization Theory and Design, 10edition ,USA:  copyright by Cengage Learning, 2010.

32. Daft, Richard L & Marcic. Dorothy, Understanding Management, USA: South-Western Cengage Learning, 2009, 6 edition.

33. Simons, Robert, Levers of Control How Managers Use Innovative Control Systems to Drive Strategic Renewal, USA, Harvard Business School,1995.

34. ——————-, Performance Measurement and Control Systems for Implementing Strategy, USA, Prentice-Hall,2000.

35. Lewis, James.P. Project Planning, Scheduling and Control, New York:  McGraw-Hill, 3edition, 2001.

36. Koontz, Harold and Weihrich, Heinz, Management :A global perspective, New York: McGraw Hill, 12 Edition, 2006.

37. Hatch, Mary Jo, Organization Theory: Mdern Symbolic and Postmodern Perspective, New York: Oxford University Press, 1997.

38. Schermerhorn, John R, Core Concepts of Management, USA: john Wiley, 2004.

39. Sargut, Gokce and gunter, Rita, learning to live with complexity, USA: Harvard business review, 2011.

40. Harlez, Yannick de and Rongé, Yves De, Interactive Control Systems: Review and Discussion of the Empirical Literature, Paper presented at the Management Accounting Research Conference, Birmingham Aston Business School, November, 2008.

WWW.Webster-Dictionary.org.

WWW.Pajoohe.com.

نویسندگان:

رضا ابروش: دانشجوی دکتری رشته مدیریت رفتاری و پژوهشگر پژوهشگاه بین المللی جامعه المصطفی(ص).

 علی جابری: عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

فصلنامه حکومت اسلامی شماره 79

انتهای متن/

درباره ی

همچنین ببینید

حمایت های جمهوری اسلامی ایران از مقاومت فلسطین ستودنی است

به گزارش اخبار مذهبی مصلی به نقل از ایرنا ، ‘منیر غنام’ یکشنبه شب در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *