خانه / نمادین بودن زبان دین از منظر تیلیش و غزالی

نمادین بودن زبان دین از منظر تیلیش و غزالی

چکیده

از دیدگاه پل تیلیش، زبان انسان برای سخن گفتن از اعیان و وقایع عادی زندگی او مناسب است و به‌هیچ‌وجه نمی‌توان چنین زبانی را برای سخن گفتن از خدای «متعالی» و «به‌کلی دیگر» به‌کار گرفت. غایت قصوا یا دلبستگی واپسین جز با زبان نمادین بیان‌شدنی نیست و نمادهای دینی تنها در موقعیت سخن از خدا و بازنمایی بنیان غایی هستی، معنای نمادین‌ دارند. محمد غزالی نیز قائل است که معرفت به عالم علوی جز از طریق نمادهای عالم سفلی محال خواهد بود. نمادگرایی او ناظر به کل عالم ملک و شهادت است. هر دو شخصیت بر درک شایستۀ نمادهای دینی از طریق پیوند قلبی و علم حضوری تأکید دارند. اما نزد تیلیش این ادراک، تنها زمینۀ مواجهۀ بهتر با خدا را فراهم می‌کند و فاقد حیثیت واقع‌نمایی و معرفت‌بخشی است؛ در حالی‌که غزالی نمادها را واجد چنین حیثیتی می‌داند.

کلیدواژه‌ها: امر ناشناختنی؛ بازنمایی؛ روح معنا؛ معرفت‌بخشی؛ نماد دینی

نویسندگان:

محمد توکلی پور: عضو هیأت علمی گروه معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور

امیرعباس علی زمانی: دانشیار گروه فلسفۀ دین، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران

فصلنامه فلسفه دین – دوره 14، شماره 4، زمستان 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

درباره ی

همچنین ببینید

حمایت های جمهوری اسلامی ایران از مقاومت فلسطین ستودنی است

به گزارش اخبار مذهبی مصلی به نقل از ایرنا ، ‘منیر غنام’ یکشنبه شب در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *