خانه / مذهبی / رویارویی پیامبران الهی با جریان استکبار

رویارویی پیامبران الهی با جریان استکبار

بنابر روایت‌ها، نخستین پیامبری که با مستکبران روبه‌رو شد حضرت ادریس(ع) بود. امام محمد باقر(ع) در روایتی، از پادشاهی معاصر این پیامبر الاهی یاد می‌کند که در تفریحی بیرون از شهر، زمین فردی مؤمن را به زور تصاحب می‌کند و با فتنه همسرش او را به شهادت می‌رساند و خداوند به حضرت ادریس(ع) وحی می‌کند که نزد این پادشاه مستکبر رفته، انتقام ما و سلب پادشاهی و ویرانی مملکت و خواری او و خورده‌شدن گوشت همسرش توسط سگان را به وی ابلاغ کند. پس از ابلاغ این فرمان، پادشاه و همسرش تصمیم به قتل حضرت ادریس(ع) می‌گیرند، حضرت از شهر بیرون می‌رود و آن قوم را نفرین می‌کند و خداوند طعم عذاب الاهی را به آنان می‌چشاند.

دومین رویارویی پیامبر الاهی(ع) با مستکبران، رویارویی حضرت نوح(ع) با قوم خود متشکل از 70 هزار جبار زمانه بوده است. مستکبران چنان عرصه را بر  نوح(ع) تنگ کردند که گاهی بیهوش و از گوش‌هایش خون جاری می‌شود. 300 سال تبلیغ و مبارزه حضرت نوح(ع) با این قوم با چنین وضعیتی تا رسیدن عذاب الاهی، نشان از تلخی روزگار این پیامبر(ع) با مستکبران عصر خود دارد.

درگیری حضرت هود(ع) و مستکبران پس از چهل‌سالگی به فرمان الاهی و آزار این پیامبر الهی تا آن‌جا که گاه یک شبانه‌روز بیهوش بر زمین می‌افتاد و دوباره به سوی قوم خود بازمی‌گشت و آنان را از جباری پرهیز می‌داد، داستان دیگری از زندگی پیامبران الهی است. قرآن از میان این پیامبران، نام حضرت صالح(ع) را به صراحت یاد می‌کند و می‌فرماید: مستکبران قوم صالح(ع) به مستضعفان قوم گفتند: آیا می‌دانی صالح از طرف خداست؟ گفتند: ما به آن‌چه صالح آورده ایمان داریم، مستکبران گفتند: ما به آن‌چه شما ایمان آورده‌ای کافریم. با نگاهی به تاریخ مبارزه پیامبران با مستکبران در آیینه روایات پس از حضرت صالح(ع) و حضرت هود(ع) نوبت به رویارویی حضرت ابراهیم(ع) می‌رسد؛ آن حضرت در برابر قومی ایستاد که حتی عمو و پدر خوانده‌اش در میان آن قرار داشتند.

موضع‌گیری شجاعانه حضرت ابراهیم(ع) در برابر مستکبران که مُبلّغ و مروّج شرک و بت‌پرستی بودند، او را به شکستن بت‌ها سوق داد و همین امر مستکبران را بر آن داشت تا او را در آتش اندازند که البته با اعجاز و امداد الاهی رهایی یافت. رانده‌شدن از دیار و قوم خود و آوارگی با زن و فرزند، تاوان مبارزه او با مستکبران بر سر تبلیغ توحید در برابر شرک و بت‌پرستی بود که زمینه آن را مستکبران فراهم کرده بودند.

شعیب(ع)، دیگر پیامبر بود که در برابر مستکبران دوران خود ایستاد و تا آخرین لحظه تلاش کرد، تا سرانجام خداوند با عذاب خود آن قوم مستکبر را نابود کرد.

راوندی در داستانی ماجرای شعیب پیامبر(ع) را نقل می‌کند، آن‌جا که شعیب به سوی مدین فرستاده شد و او از اهل مدین نبود.

آن‌ها پادشاه جبار و مستکبری داشتند که هیچ پادشاهی قدرت مقابله با او را نداشت و آن‌ها در کیل و وزن کم می‌گذاشتند و فساد اقتصادی هم داشتند پس از کفر و تکذیب حضرت شعیب پادشاه او را احضار کرد و گفت: از کارهای ما راضی هستی یا ناراضی؟ شعیب(ع) گفت: خداوند به من وحی فرستاده، کارهایی که تو می‌کنی فاجر نامیده می‌شود؛ پس پادشاهی او را تکذیب کرد و پادشاه، او و یارانش را از شهر بیرون کرد ولی شعیب دست‌بردار نبود و به پند و اندرز ادامه داد و آن‌ها هم او را تبعید کردند و خداوند هم آن قوم مستکبر را عذاب کرد.

حضرت شعیا(ع) ـ که گفته شده اسم او شمعیا بوده است ـ از دیگر پیامبران الهی بود که در برابر مستکبران زمان خود ایستاد و چون به فرمان خدا به سوی قومی فرستاده شد تا آن قوم و پادشاه آن را به ایمان دعوت کند پس از این‌که ایمان آوردند، دوباره سرکشی کردند و مورد غضب آنان قرار گرفت، مستکبران تصمیم به قتل او گرفتند، قوم او را تعقیب و شعیا پیامبر(ع) را که به داخل درختی پناه برده بود به همراه درخت با اره نصف کردند و به شهادت رساندند.

در میان پیامبران اولوالعزم، حضرت موسی(ع) بیش‌ترین درگیری را با مستکبران داشت، از فرعون گرفته تا مستکبرانی از قوم خود و قارون و بلعم باعور. خداوند در قرآن رویارویی حضرت موسی(ع) با فرعون را به تفصیل ذکر می‌کند و روحیه استکباری فرعون و سرکشی قارون و بلعم باعور را یادآور می‌شود.

در روایات از رویارویی شموئیل پیامبر(ع) با طاغوت زمان خود هم یاد شده است. اما داستان حضرت الیاس(ع) با مستکبر زمان خود داستان استقامت پیامبری است که پس از رویارویی با مستکبران تکذیب‌کننده خداوند و گرفتار بت‌پرستی، آن‌ها تصمیم به قتل او گرفتند؛ حضرت الیاس(ع) فرار کرد و هفت سال از گیاهان تغذیه کرد و سرانجام از خداوند خواست از آن‌ها انتقام بگیرد و خداوند آن قوم را به قحطی و گرفتاری عذاب کرد و الیاس را به آسمان‌ها بُرد.

دعوت مستکبران به یگانه‌پرستی توسط جرجیس پیامبر(ع) موجب شد تا این پیامبر الهی(ص) چهار بار گرفتار شدیدترین شکنجه‌ها شود و هر بار خداوند او را به سلامت از شکنجه‌ها رهایی بخشید. یک‌بار توسط سحره‌ها به او سمی خورانده شد که به گفته سحره‌ها اگر به اهل زمین داده می‌شد همه می‌مردند؛ اما این پیامبر الهی(ع) چنان مقاومتی از خود نشان داد که همه سحره‌ها ایمان آوردند و پادشاه مستکبر، آنان را به زندان انداخت و سپس همگی را کشت.

پیامبران الهی در راستای رسالتی که بر عهده داشتند، در رویارویی با مستکبران لحظه‌ای تردید به خود نشان ندادند و قدرت و شوکت مادی و ظاهری آنان هرگز موجب نشد در برابر سرکشی آنان عقب نشینند. آنان امروزه به الگویی برای مؤمنان و ایستادگی با مستکبران تبدیل شده‌اند. با نگاهی دوباره به تاریخ پیامبران در آیینه روایات رسیده از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و مقایسه آن با کلام پیامبر اکرم(ص) که فرمود «هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد» رنج‌ها و مشقت‌های پیامبر(ص) در برابر مستکبران آشکار می‌شود و با فلسفه چرایی جایگاه رفیع او در  مقایسه با پیامبران دیگر در این بُعد و ابعاد دیگر بیش از پیش آشنا می‌شویم.

منبع: موسوعه الکلمات الانبیاء(ع)؛ داستان پیامبران

فصلنامه فرهنگ پویا شماره 34

انتهای متن/

درباره ی

همچنین ببینید

تاکید لاریجانی بر ضرورت تقویت همکاری‌ امنیتی ایران و روسیه برای مقابله با باقیمانده تروریسم

به گزارش اخبار مذهبی مصلی به نقل از روز چهارشنبه ایرنا، لاریجانی در حاشیه دهمین …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *