خانه / تیمور بختیار، داستان پدرکشی ساواک

تیمور بختیار، داستان پدرکشی ساواک

روزنامه آسمان آبی – سمیرا دردشتی: تیمور بختیار شخصیتی است که تاریخ نگاری معاصر ایران، چه در عصر پهلوی و چه در دوره جمهوری اسلامی ایران، از او به نیکی یاد نکرده است. با این حال از اهمیتش در مجموعه قدرت سیاسی پهلوی نمی توان چشم پوشی کرد؛ مجموعه ای که او در پایه گذاری و ریاستش نقش داشت، برگ های سیاهی در تاریخ ایران را رقم زد و روایت هایی خیره کننده از شکنجه و اعدام مخالفان سیاسی را برای تاریخ ایران برجای گذاشت. با این حال زمانی که کار ویژه او در این حکومت به پایان رسید، به زودی برکنار شد و به زندگی اش پایان دادند. فراز و فرود زندگی تیمور بختیار یکی از جالب توجه ترین سرنوشت ها در میان مردان سیاسی حکومت پهلوی است. برای بازخوانی ابعاد زندگی نخستین رییس ساواک ایران با مظفر شاهدی، دانش آموخته تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، پژوهشگر تاریخ معاصر و نویسنده کتاب «ساواک»، به گفت و گو نشستیم.  شاهدی معتقد است چهره ای که از بختیار ساخته شد و می کوشید او را عنصری برآمده از روابط خانوادگی و مسئول مستقیم بسیاری از رویدادهای سیاسی بازنمایی کند، چندان قرین به واقعیت نبوده است.
  تیمور بختیار، داستان پدرکشی ساواک
برآمدن تیمور بختیار در فضای نظامی ایران را اصولا مرهون حضور دخترعمویش، ثریا اسفندیاری به عنوان همسر شاه، در دربار می دانند. آیا تمام اقبال سیاسی و نظامی بختیار مدیون همین امر است؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید مقدمه ای عرض کنم. تیمور بختیار فرزند فتحعلی خان سردار معظم از خوانین ایل بختیاری در سال 1292 شمسی متولد شد و 16 مرداد 1349 هم ماموران ساواک در خاک عراق او را ترور کردند و به قتل رساندند. بختیار به هنگام مرگ حدود 58 ساله بود.
زمانی که محمدرضا شاه پهلوی در زمستان سال 1329 با ثریا اسفندیاری، از عموزادگان تیمور بختیار، ازدواج کرد، بختیار حدودا 38 سال داشت و از سال ها قبل مراتب پیشرفت در رسته های مختلف نظامی را طی کرده بود.
تیمور بختیار در اواسط دهه 1310 که حدود یک دهه از آغاز سلطنت رضاشاه سپری می شد، تحصیلاتش در رشته نظام را تمام کرده و با درجه ستوان دومی به خدمات نظامی در ارتش پیوسته و علاوه بر ایران تحصیلات نظامی اش را در لبنان و فرانسه تکمیل کرده بود. بنابراین وقتی محمدرضا شاه سلطنتش را در سال 1320 آغاز کرد تیمور بختیار حدود پنج، شش سال در رسته های مختلف نظامی خدمت می کرد و البته از همان اوان خدمت در ارتش مراتبی از لیاقت و شایستگی های نظامی اش را نشان داد.
او که در سال های 1325- 1324 درجه سرگردی داشت، نقش مهمی در مقابله با تجزیه طلبان فرقه دموکرات در آذربایجان و تا حدی کردستان ایفا کرد و به دنبال آن به مقام سرهنگی ارتقای درجه یافت. در طول چهار، پنج سال حضورش در رسته های مختلف نظامی هم که با برهه ای بس حساس در حیات سیاسی و اجتماعی مردم ایران مقارن بود، باز می بینیم که خدماتش مورد توجه فرماندهان مافوق نظامی قرار می گیرد و طی این مدت مسئولیت هایی در سطوح مختلف فرماندهی واحدهای مختلف برعهده او گذاشته می شود که در مجموع بیانگر لیاقت و شایستگی هایش در گستره وظایف محوله است.  بنابراین وقتی محمدرضا شاه در سال 1329 با ثریا اسفندیاری ازدواج می کند تیمور بختیار حدود 15 سال در واحدهای مختلف نظامی و امنیتی دارای سابقه خدمات موثر و موفق است و هیچ قرینه ای وجود ندارد که نشان دهد اگر موضوع ازدواج شاه با ثریا اسفندیاری پیش نمی آمد تیمور بختیار احیانا نمی توانست مراتب پیشرفتش را در نظام طی کند؛ ضمن این که تیمور بختیار در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق هم فرماندهی بخشی از واحدهای نظامی در غرب کشور را عهدهدار بود.
با تمام این ها اگرچه در منابع قابل دسترس هیچ قرینه ای وجود ندارد که نشان دهد حضور ثریا در دربار ایران ارتباط مستقیمی در موفقیت های روزافزون تر تیمور بختیار در سطوح مختلف فرماندهی و ارتقای درجات نظامی او داشته است، احتمالا نتوان دلایلی ارائه داد که بشود نقش روانی این پیوند را در موقعیت بختیار در نظام نادیده گرفت؛ هرچند به نظر من روند پیشرفت تیمور بختیار در رسته های مختلف نظامی و امنیتی کشور به مراتب بیش از آن که مرهون مسائلی مانند حضور ثریا در دربار باشد، در درجه اول از اعتمادپذیری و وفاداری، لیاقت و شایستگی های فردی خود او در مقاطع مختلف ناشی می شد؛ به ویژه این که به رغم تمام انتقاداتی که در منابع مختلف به بسیاری از خصایل شخصیتی و اجتماعی بختیار شده است، هیچ یک از منابع انکار نکرده اند در امور مربوط به حوزه خدماتش در نظام از توانایی، شجاعت و استعداد کافی و چه بسا بالایی برخوردار بود؛ ضمن این که هرگاه ارتقای موقعیت بختیار در نیروهای نظامی و امنیتی صرفا منوط به حضور ثریا در دربار می بود، نباید بعد از جدایی شاه از ثریا در اسفند سال 1336 همچنان در تشکیلات نظامی و امنیتی کشور وضعیت او تثبیت می شد و حتی ارتقا پیدا می کرد؛ در حالی که می دانیم چنین نبود و تا حدود سه سال بعد از جدایی ثریا از شاه، تیمور بختیار به عنوان فرماندار نظامی تهران و سپس نخستین رییس ساواک نقش قابل توجهی در استقرار، تقویت و تثبیت موقعیت این سازمان اطلاعاتی- امنیتی جدیدالولاده ایفا کرد و در همان حال در سرکوب و از میان برداشتن مخالفان سیاسی حکومت بسیار موثر افتاد. بنابراین بنده نقش ثریا اسفندیاری ملکه وقت دربار ایران در پیشرفت و ارتقای موقعیت تیمور بختیار در مراتب مختلف فرماندهی نیروهای نظامی و امنیتی را چندان مهم ارزیابی نمی کنم.
  تیمور بختیار، داستان پدرکشی ساواک
حسین فردوست در خاطرات خود درباره خواست آمریکا در جریان کودتای 28 مرداد برای روی کار آوردن یک دیکتاتور نظامی (احتمالا تیمور بختیار) می نویسد، نقش بختیار در جریان کودتا چه بود؟
البته حسین فردوست از سال های میانی سلطنت رضاشاه با شخص محمدرضا پهلوی، ولیعهد وقت در ارتباط نزدیک قرار گرفته بود و در تمام دهه 1320 و بعد از آن در دوره نخست وزیر دکتر محمد مصدق هم ارتباط او با شاه همواره نزدیک بود و می دانیم که تا پایان دوران حکومت پهلوی روابط ویژه فردوست با شاه ادامه یافت و به دلایل گوناگون از بسیاری از زیر و بم های مسائل سیاسی، اطلاعاتی- امنیتی و سیاست خارجی و به ویژه از روابط شاه با محافل سیاسی و امنیتی دو کشور انگلستان و آمریکا اطلاعات وسیعی داشت.
البته در خاطرات حسین فردوست درباره فرایند حضور موفق تر تیمور بختیار در رسته های گوناگون نظامی و نیز دوران حضور او در ساواک و سال های بعد از آن هم اطلاعات و مدعیات زیادی ذکر شده است.
با این احوال قرائن زیادی وجود ندارد که نشان دهد در بحبوحه کودتای 28 مرداد 1332 آمریکایی ها احیانا خواسته باشند شخصی نظیر تیمور بختیار را در جایگاه یک دیکتاتور نظامی جایگزین دولت دکتر محمد مصدق کنند. نه فقط تیمور بختیار حتی اشخاص نظامی دیگری هم غیر از سپهبد فضل الله زاهدی به طور جدی به عنوان جایگزین های احتمالی دولت دکتر مصدق مطرح نبودند.
اگرچه شواهد نشان می دهد محافل سیاسی و اطلاعاتی آمریکا در ایران در آستانه کودتای 28 مرداد 1332 احتمالا شناخت کافی از جایگاه بختیار در نیروهای نظامی و امنیتی ایران داشتند، اما در این که او را به عنوان یکی از نامزدهای جدی جایگزینی دکتر مصدق مطرح کرده باشند تردید وجود دارد. اما این که می فرمایید نقش تیمور بختیار در کودتای 28 مرداد 1332 چه بود؛ باید عرض کنم تا جایی که منابع قابل دسترس نشان می دهند بختیار نقش مستقیمی در کودتای 28 مرداد ایفا نکرد، چه اینکه او از آبان سال 1331، مقارن با دوران نخست وزیری دکتر مصدق، در جایگاه فرماندهی تیپ سوم کوهستانی مرکز خدمت می کرد؛ در فروردین سال 1332 به عنوان فرمانده تیپ مستقل کرمانشاه منصوب شد و از اردیبهشت همان سال هم توأمان فرمانداری نظامی چهارمحال و بختیاری را عهده دار شده بود. با این توضیح که تیمور بختیار با دولت دکتر مصدق و چه بسا با خود شخص مصدق نخست وزیر هم ارتباط خوبی داشت و بالاخص به دلیل نقشی که در سرکوب شورش ابوالقاسم خان بختیاری ایفا کرده بود خدماتش مورد توجه نخست وزیر قرار گرفته بود.
از این گذشته رابطه دکتر مصدق با خانواده بختیار به سال ها قبل و حداقل به آستانه کودتای سوم اسفند 1299 باز می گشت که دکتر مصدق از بیم دستگیری توسط دولت سید ضیاء در منزل پدر بختیار پناه گرفت. با تمام این احوال اطلاعات بسنده ای وجود دارد که نشان می دهد در آستانه کودتای 28 مرداد 1332 تیمور بختیار نظیر بسیاری دیگر از افسران و فرماندهان بلندپایه نظامی از دولت دکتر مصدق سلب وفاداری کرده و به طرفداران دربار و صف حامیان کودتا پیوسته بود. اما بختیار فرصت پیدا نکرد در عملیات کودتا در تهران به طور مستقیم مشارکت کند؛ به رغم آمادگی او برای حضور در کودتا و در حالی که واحدهای نظامی تحت فرماندهی اش، کرمانشاه را به سمت تهران ترک کرده بودند، در میانه راه خبر رسید کودتاگران به عمر دولت دکتر مصدق در تهران خاتمه داده اند و به او دستور داده شد در راس نیروهایش به محل خدمت خود بازگردد.
با این حال همین حرکت بختیار به سمت تهران برای مشارکت در کودتا موقعیت او را نزد دربار ایران و احتمالا حامیان خارجی آن و در درجه اول آمریکایی ها ارتقا داد.
  تیمور بختیار، داستان پدرکشی ساواک
ایران در شرایطی که گروه های مختلف از داخل و خارج در آن فعالیت می کردند، فاقد سازمان اطلاعات مناسب بود، تاسیس ساواک تا چه حد ناشی از فضای سیاسی و امنیتی آن روزگار بود؟
اگرچه، همچنان که قبلا هم در برخی مصاحبه هایم گفته ام، تاسیس ساواک اساسا پروژه ای آمریکایی بود، اما نظیر بسیاری دیگر از دستگاه های اطلاعاتی- امنیتی منطقه ای و جهانی ضرورت تاسیس آن به پایان جنگ جهانی دوم و آغاز عصر موسوم به جنگ سرد در روابط دو اردوگاه بزرگ غرب و شرق مربوط می شد.  چنان که می دانیم رهبری و هدایت اردوگاه جهان سرمایه داری غرب و اقمار منطقه ای آن در اقصی نقاط جهان به عهده آمریکا بود و اتحاد جماهیر شوروی نیز رهبری و هدایت اردوگاه جهان کمونیسم و چپ را به دست داشت. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا «سیا» هم حدود دو سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم و در سال 1947م/ 1326 ش و با کمک سازمان M16 تاسیس شده بود. بنابراین تشکیل ساواک در ایران نیز در درجه اول از وضعیت جنگ سرد میان دو اردوگاه شرق و غرب و اقمار منطقه ای آن ها ناشی می شد.
لایحه تشکیل ساواک که در دولت حسین علا و در سال های 1334- 1335 تهیه شده بود، در سال 1335 در مجلسین شورای ملی و سنا تصویب شد و مدت کوتاهی بعد و عملا از اوایل سال بعد سازمان اطلاعات و امنیت کشور که به اختصار ساواک نامیده شد، کار خود را آغاز کرد و همین تیمور بختیار که حدود 6 ماه بعد از کودتای 28 مرداد 1332 فرماندار نظامی تهران شده بود، به عنوان نخستین رییس ساواک منصوب شد. البته موضوع ضرورت برخورد با حزب توده و سایر جریان های سیاسی چپ که گمان می رفت از حامیان سیاست اتحاد جماهیر شوروی در ایران بودند، از مهم ترین دلایلی بود که حاکمیت از کودتا برآمده ایران و حامیان آمریکایی آن را به تشکیل ساواک رهنمون کرد.
به عبارت دیگر ضرورت مقابله با نفوذ و حضور سیاسی، اطلاعاتی- جاسوسی شوروی و تشکل های سیاسی چپ حامی سیاست شوروی در ایران از عاجل ترین دلایل تشکیل ساواک بود؛ به ویژه این که موضوع کشف سازمان گسترده نظامی حزب توده ایران در درون ارتش و نیروهای انتظامی وقت ایران در سال 1333 حکومت ایران و حامیان خارجی آن را از خطر نفوذ کمونیسم و به تبع آن حضور شوروی در ایران، سخت نگران کرده بود.
با این توضیح که بعد از دستگیری های گسترده و بازجویی های صورت گرفته آشکار شد بیش از 600 نفر از افسران ارتش شاهنشاهی ایران در سازمان مخفی نظامی حزب توده در بخش های مختلف ارتش عضو شده بودند که موضوعی بس نگران کننده محسوب می شد. اما دامنه فعالیت های ساواک حتی از همان نخستین ماه های آغاز کار آن به مراتب از موضوع و ضرورت مقابله با حزب توده و سایر جریان های چپ فراتر رفت و دیگر جریان های سیاسی و مذهبی مخالف حاکمیت هم تحت تعقیب ساواک قرار گرفتند.  در همان حال طی یک دهه آتی دامنه فعالیت های ساواک گستره وسیعی از اقدامات امنیتی- اطلاعاتی داخلی و خارجی را دربرگرفت و رقم ادارات کل ساواک به 10 مورد افزایش یافت. با این توضیح که تیمور بختیار به عنوان نخستین رییس ساواک در فرایند استقرار و تثبیت ساواک به عنوان یک سازمان اطلاعاتی- امنیتی نقش تاثیرگذاری ایفا کرد و تا زمانی که در راس این سازمان جای  داشت (در آستانه دهه 1340)، حاکمیت وقت و آمریکایی ها هیچ نشان ندادند احیانا از عملکرد بختیار در راس ساواک رضایت ندارند. این را هم اضافه کنم که ساواک در 17 بهمن سال 1357 و فقط پنج روز قبل از سقوط نهایی رژیم پهلوی منحل شد.

به نظر شما چرا بختیار عزل شد؟ به عبارت دیگر او چه کرد که مانع ادامه حضورش در قدرت شد؟
از جمله ویژگی های دیرپا و بارز تیمور بختیار در تمام دوران خدماتش در سطوح مختلف نظامی و امنیتی و پس از آن، خصلت جاه طلبی بود. همین خوی جاه طلبانه بختیار که به ویژه در تمام سال های متعاقب کودتای 28 مرداد 1332 و هنگام حضور او در راس فرمانداری نظامی تهران و مهم تر از آن ریاست ساواک نمود بارزتری هم پیدا کرد، هیچ گاه از منظر شخص شاه پنهان نمانده بود. شاه که از همان کودکی و از دوران سلطنت پدرش رضاشاه با خوی جاه طلبانه افسران بلندپایه نظامی آشنا شده و در طول دهه 1320 هم هرازگاه خطر جاه طلبی های سیاسی افسران نظامی را در شئون مختلف لمس کرده بود (به ویژه تحرکات جاه طلبانه افسرانی مانند تیمور بختیار که خاندان او در دوران رضاشاه فشارهای زیادی هم متحمل شده بودند)، از این موضوع نگران بود.
این را هم در نظر بگیریم که طی سال های دهه 1330 در برخی از کشورهای همسایه نظیر ترکیه، عراق و پاکستان و نیز کشورهایی در آفریقا و جنوب شرقی آسیا نظامیان تقریبا به طور مدام کودتاهایی علیه حکومت های مستقر انجام می دادند. قدر مسلم این گونه تجربیات، شاه را از قدرت گرفتن نظامیان کشور نگران می کرد؛ با این توضیح که هرازچندگاه هم در افواه شایعه می شد که مثلا آمریکایی ها بی علاقه نیستند به جای محمدرضا شاه شخصی نظامی را به عنوان دیکتاتور نظامی در راس قدرت بنشانند.  تیمور بختیار، داستان پدرکشی ساواک
علاوه بر آن در سال 1336 هم کودتایی مشکوک به دست سرلشکر ولی الله قرنی علیه شاه تدارک دیده شد که قرائن نشان می داد آمریکایی ها آن را هدایت می کردند و گویا سرویس اطلاعاتی انگلستان قبل از عملی شدن  کودتا، دربار ایران را در جریان امر قرار داد و با دستگیری و محاکمه قرنی غائله پایان یافت؛ اگرچه احتمال می رود کل جریان کودتای قرنی سناریویی برای ترساندن شاه بوده باشد.
به هر حال اقداماتی از این دست سوءظن شاه را نسبت به قدرت گرفتن نظامیان و افسران بلندپایه ارتش و دستگاه های امنیتی بیش از پیش افزایش داد. با چنین پیشینه ای بود که وقتی علی امینی که همگان می دانستند از سوی آمریکایی ها به شاه تحمیل شده بود، شایعه تلاش تیمور بختیار، رییس وقت ساواک، برای انتصاب به مقام نخست وزیری قوت گرفت، شاه یافت که نمایندگان سیا در تهران محرمانه به او اطلاع دادند تیمور بختیار هنگام سفر به آمریکا و ملاقات با جان. اف. کندی رییس جمهوری و برخی از مقامات دیگر کاخ سفید از فساد گسترده و دامنگیر حکومت ایران سخن به میان آورده و از علاقه خود برای انتصاب به مقام نخست وزیری گفته است.
شاه در بهمن 1339 بختیار را برای رساندن پیامی به رییس  جمهوری آمریکا به واشنگتن فرستاده بود. وقتی شاه دریافت که بختیار قصد کرده است مقامات آمریکایی را برای موافقت با نخست وزیرش متقاعد کند، تقریبا بلافاصله و در اسفند سال 1339 او را از ریاست ساواک برکنار کرد. در آن برهه شایع بود که آمریکایی ها حتی بی علاقه نیستند برای انجام اصلاحات مورد نظر در ایران دیکتاتوری نظامی را جایگزین شخص شاه کنند. با این حال وقتی علی امینی به نخست وزیری علیه دولتش آگاهی کافی داشت، ترتیبی داده شد تا شاه با خروج تبعیدگونه بختیار از ایران موافبت کند که خطر او توأمان باعث نگرانی نخست وزیر و شخص شاه شده بود.
به دنبال آن بختیار در اسفند سال 1340 از ایران خارج شد و تا زمان ترورش در عراق (16 مرداد 1349) هیچ گاه به ایران بازنگشت. بختیار به ویژه از حوالی سال های 1334- 13343 مخالفت های خود را با شخص شاه علنی کردند و مدت ها در اروپا و سپس لبنان این روند را ادامه دارد. در این میان تلاش های دستگاه های اطلاعاتی و سیاسی حکومت ایران برای بازگرداندن بختیار به کشور به جایی نرسید. در نهایت بختیار با دعوت و استقبال رژیم بحث عراق که اختلافات سیاسی شدیدی با حکومت ایران داشت، اواخر اردیبهشت 1348 وارد بغداد شد.  این اقدام بختیار خشم حکومت ایران را بیش از پیش شعله ور کرد و تمام املاک و دارایی های او در ایران را بیش از پیش شعله ور کرد و تمام املاک و دارایی های او در ایران به ارزش بیش از صدها میلیون تومان، مصادره شد و در نهایت با برنامه ریزی های ساواک (که در آن میان به عباسعلی شهریاری عالم دیرپای ساواک در دستگاه رهبری حزب توده ایران نقش تعیین کننده ای ایفا کرد) مامورانی از آن سازمان که از مدت ها قبل با بختیار در عراق ارتباط یافته بودند، در فرصتی مناسب او را در داخل خاک عراق، به قتل رساندند و خود با موفقیت عراق را ترک کردند.

درباره ی

همچنین ببینید

حمایت های جمهوری اسلامی ایران از مقاومت فلسطین ستودنی است

به گزارش اخبار مذهبی مصلی به نقل از ایرنا ، ‘منیر غنام’ یکشنبه شب در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *