خانه / ارادت و محبت شاعران اهل سنت به امامان معصوم

ارادت و محبت شاعران اهل سنت به امامان معصوم

 

چکیده

شعر فاخر یکی از هنرهای گسترده و پردامنه ای است که محدوده زمان و مکان را در هم می شکند و چون پرستویی سبکبال به آن سوی آفاق پرواز می کند؛ به ویژه اگر بن مایه این هنر ارزشمند از روح و جان شاعرانی نشأت گرفته باشد که حرکت انبیا و امامان معصوم(ع) را تالی و پیرو خداوند متعال می دانند و به آنان عشق می-ورزند و در آثار خویش از ابراز دوستی به پیامبر(ص) و اهل بیت آن بزرگوار غفلت نمی ورزند.

تاکنون پژوهش-های گوناگونی درباره شعر آیینی شاعران ایران انجام شده است، ولی با جستجو در می یابیم که شاعرانی فارسی زبان اهل سنت در کشورهای مجاور هستند که ستایش و منقبت ائمه(ع) را وجهه همت خویش قرار داده و اشعار زیبایی نه تنها از سر ذوق، بلکه از بن جان و و از سر ارادت سروده اند که از چشم مردم دور مانده است. تاکنون اشعار آیینی آنان در مجموعه ای تدوین و گردآوری نشده است و این نخستین بار است که این اشعار به صورت یک مقاله عرضه می شود. این مقاله کوشش دارد جلوه ها و بارقه هایی از ارادت و محبت شاعران اهل سنت کشورهای افغانستان، پاکستان، عراق و تاجیکستان را در سروده های آنها نشان دهد.

کلیدواژگان

شعر فارسی؛ امامان معصوم(ع)؛ شاعران اهل سنت؛ ادبیات برون مرزی

مقدمه

ستایش و مرثیه، دو درون مایه ی مهم شعر فارسی هستند که می توان گفت به نوعی همزاد شعر فارسی بوده  و همواره مورد توجه شاعران بوده  است. آن دسته از شاعرانی که این دو گوهر مهم را نثار اولیای خدا و انسان های با فضیلت کرده اند، توانستند نام شان را در جریده ی عالم ثبت کنند و شعرشان، زمزمه ی علما و صالحان باشد و همواره در محافل علمی و دانشگاهی و افواه مردم مطرح و بیان شود. اگر بخواهیم به دیده ی انصاف بنگریم، این گونه اشعار تنها محصول ذوق صرف آنها نبوده و نیست، بلکه آبشخور و سرچشمه اصلی آنها، اعتقادات قلبی و عشق ورزی با خدا و پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) بوده است.

 نکته مهمی که نباید از آن غافل ماند، این است که تنها شاعران شیعی به سرایش شعر آیینی نپرداختند، بلکه بسیاری از شاعران اهل سنت نیز اشعاری از سر ارادت و شوق سروده اند، ولی پژوهشگران غفلت کرده یا فقط به بررسی آثار معدودی از آنان پرداخته اند. نگارنده با بررسی و پژوهش در برخی دفترهای شعر آنان معترف است که قبل از شروع به پژوهش، گمان نمی کرد بسامد این نوع ادبی در سروده های آنان زیاد باشد.

نکته جالب تر در دیوان برخی از این شاعران از جمله عایشه درانی و سردار محمدخان طرزی این است که در آثار آنان چندین سروده در قالب های گوناگون مانند قصیده، ترکیب-بند، ترجیع بند، مثنوی، قصیده و غزل دیده می شود که اگر آن سروده ها را از دیوان جدا کنیم، خود دفتری جداگانه می شود.

الف : کشور افغانستان

١. عایشه درانی

وی ملقب به «عایشه افغان» فرزند یعقوب علی خان توپچی، از افسران دوره ی احمدشاه درانی است که در سده ی یازدهم قمری در خانواده ای از تبار سدوزاییان قوم پشتون در شهر کابل متولد شد. اشعار وی در کتب دوره های مختلف آموزشی افغانستان آمده است. در دیوان اشعار وی، قصاید متعددی در مدح ائمه ی اطهار(ع) دیده می شود. وی در سال 1235 هجری قمری درگذشت. (موسوی، 1390ش، ص28) وی در قصیده-غزلی به وصف حضرت علی(ع) پرداخته و ارادت خود را به آن حضرت این گونه نشان داده است:

هم امام و صاحب و یار و ولی

شاه مردان و شیر یزدانی

هم امین و امان و ملک وجود

قوت روح و راحت جانی

والی هردو کون شاه نجف

شاه شاهان و میر میرانی

(درانی، 1386ش، ص262)

وی در سروده ی دیگری، حضرت علی(ع) را مورد خطاب قرار داده و با قرار دادن نام مبارک ایشان در ردیف سروده خویش، طنین و پژواکی در موسیقی کناری شعر خود ایجاد کرده که از جان شاعر نشأت گرفته است. وی اوصاف و مقامات حضرت علی(ع) را شاعرانه بیان کرده است. و در ادامه ی سروده، به لقب حضرت علی(ع) و نام عبری حسنین(علیهم السلام) یعنی شبر و شبیر اشاره می کند:

شیرخدا و باب شبیر و شبر تویی

هم راهنما و سالک اطوار یا علی

(همان، ص271)

وی در چند قصیده، علاقه ی قلبی خود را به حضرت فاطمه(س) نشان داده است که ما تنها به چند بیت از یکی از آنها اشاره می کنیم. شاعر در این سروده، ایشان را فریادرس خطاب می کند و از ساحت مقدس شان می خواهد که او را نجات دهد.

درّانی در قصیده ای بلند، پس از تحمیدیه و نعت پیامبر(ص) ارادت خود را نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) با ذکر نام دوازده امام معصوم و با ویژگی های آنان ابراز کرده است:

به نام آن که فرستاده وحی فرقان است

که اسم ذات وی الله، صفات رحمان است

قوی و قادر و بی چون قدیم و لم یزلی

به ذات خویش مسلّم نه جسم و نی جان است

محمد عربی آفتاب عالم تاب

ز ملک تا ملکوتش صفات شایان است

ظهور آمده از نسل آدم و به بطون

چو جدّ آدم و اسرارهای پنهان است

شه ولایت و بحر عنایت است علی

به جمع یار اخیر اول امامان است

ز بعد شاه نجف مرتضی علیّ ولی

دوم امام حسن راحت دل و جان است

سوم امام حسین است نور چشم نبی

که افضل الغربا و شه شهیدان است

امام زین عباد است چارمین بر حق

که علم و حلم و کمالش چو صبح خندان است

امام محمد باقر به رتبت پنجم

ذوی العطا و سخا همچو شمس برهان است

امام جعفر صادق که صادق الوعد است

ز شش جهت به تمنای او محبان است

به هفت ارض و سما در مقابل دشمن

امام موسی کاظم چو تیغ برّان است

امام هشتم عالی نسب ذوی الاحسان

علی رضاست که او ضامن غریبان است

نهم تقی است که وصفش به شرح ناید راست

صفات مشتهرش همچو ماه کنعان است

دهم نقی است که نصرت ز نام او جویند

که رتبه کرمش را نه حدّ امکان است

امام یازدهم عسکری است شاه دو کون

که شیوۀ حَسَنش همچو خور درخشان است

امام دوازدهم آن که نام او مهدی است

چو مهر و ماه به زیر نقاب پنهان است

شاعر در ادامه بی شائبه ابراز می کند که اگر بر سر هر موی من هزار زبان باشد، به مدح و ستایش حضرت رسول اکرم(ص) و اصحاب وی درافشانی می کنم:

مرا به هر سر مو گر لسان هزار بود

به مدح احمد و اصحاب وی دُر افشان است

صلوه بی عدد و هم درود بی حد و عد

ز ما به روح محمد هزار چندان است

سمیع دعوت مخلوق قاضی الحاجات

رسان مرا به مقامی که جای خاصان است

بشو به آب عطا نامه ی سیاه مرا

تو را که بحر روز و شب به طغیان است

مرا ببخش ز الطاف سرمدی یا رب

که خلقت کرمت از برای خاصان است

اگر چه عایشه مستوجب عذاب بود

رجای وی به عطای غفور و غفران است

(همان، ص 74)

درّانی ارادت خود را به حسنین(علیهما السلام) در قصیده ای با مطلع زیر نیز بیان می دارد:

آن گلعذار لب شکر سیم تن کجاست

سلطان حُسن و یوسف گل پیرهن کجاست

و این گونه به نام حسنین(علیهما السلام) و شهیدان کربلا اشاره می کند:

سوز و گداز سینه خیرالنسا چه شد

گلدسته های عرش حسین و حسن کجاست

اولاد مصطفی و شهیدان کربلا

شاه شهید و قاسم خونین کفن کجاست

غرقم به بحر هجر که هیچش کناره نیست

عایشه مضطرست مدد پنج تن کجاست

(همان، ص 106)

درّانی قصیده ای نیز در ستایش حضرت علی بن موسی الرضا(ع) سروده است که در بیت آخر آن از دوری و فراق می نالد و در حالی که آن امام رئوف را دستگیر بی کسان می داند، با استغاثه از ایشان می خواهد که به او کمک کند:

در بیابان فراق، افتاده ام دستم بگیر

دستگیر بی کسانی یا علی موسی الرضا

(همان، ص 78)

٢. سردار غلام محمد خان طرزی

سردار غلام محمدخان، فرزند سردار رحمدل خان یکی از شعرای برجسته افغانستان در 1245ق در شهر قندهار به دنیا آمد. در اواخر 1299ق به سبب مسائل سیاسی نفی بلد شد و به کراچی رفت. در سال 1302ق از آن شهر به بغداد مهاجرت کرد و بعد از شش ماه به استانبول رفت. سلطان عبدالحمیدخان، او را به شهر شام دعوت کرد و تا اواخر عمر در آن شهر اقامت داشت و سرانجام در شب جمعه 15 شعبان 1318ق بدرود حیات گفت. دیوانی از او به یادگار مانده است. وی در شعر، طرزی تخلص می کرد و اشعاری را در قالب های گوناگون در نعت و منقبت پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمه اطهار(علیهم السلام) سروده است (طرزی، 1381ش، ص 23).

در دیوان طرزی یک ترجیع بند، چند قصیده و یک ترکیب بند متأثر از محتشم کاشانی در منقبت حضرت امام حسین(ع) و شهدای کربلا دیده می شود. وی یک ترجیع بند دوازده بندی در ستایش امام حسین(ع) و قیام عاشورا سروده که ما به چهار بند آن اکتفا می کنیم و خوانندگان محترم را به دیوان شاعر ارجاع می دهیم.

به دشت کرب و بلا چون شهید صاحب دین شد

مرا به آل علی دشمنی چرخ یقین شد

رخ سپهر پر از گرد همچو روی زمین شد

ز رنگ خون شفق سرخ جیب چرخ برین شد

حسین کشته چو از تیغ ظلم شمر لعین شد

زمین به لرزه در آمد سپهر خم گردید

ز غصه پیرهن ماه آفتاب درید

ملک به سجده در افتاد نعره عرش کشید

خلیل وآدم و حوا زغم به خاک طپید

حسین کشته چو از تیغ ظلم شمر لعین شد

خمید از غم این بار پشت طاقت چرخ

دوید مه ز سراسیمگی ز غره به سلخ

به کام عیش جهان گشت شهد عشرت تلخ

کشید نعره و حوش و طیور و مور و ملخ

حسین کشته چو از تیغ ظلم شمر لعین شد

ز گرد غصه، رخ آفتاب گشت سیاه

کشید حلقه ماتم ز هاله عارض ماه

چو مردمک به نظر تیره گشت روز نگاه

خیال نشو و نما شد برون ز طبع گیاه

حسین کشته چو از تیغ ظلم شمر لعین شد

(همان، صص 513-514)

طرزی قصیده ای نیز با عنوان «در مرثیه ی شاه شهیدان، امام برحق، امام حسین(رضی الله تعالی عنه)» سروده است. شاعر به شیوه قدما، ابتدا تغزلی در ابتدای قصیده آورده است و سپس در ادامه آن، شاعر فضای طبیعت را بسیار غمگین و سیاه توصیف کرده است تا خواننده شعر خود را با اندیشه و فکر خود همراه سازد:

سلطان صبحدم که ز لعل است افسرش

از شام تا به روم جهان شد مسخرش

خورشید رخ نمود چو عیسی ز بام چرخ

دجال شب به خاک در افتاد از خرش

شبرنگ شب ز بیم شبیخون خنک صبح

در تک گذشت ز ابلق ایام استرش

دیدم ستاره را که ز مژگان شام تار

چون اشک سرخ ریخته بر طرف چادرش

دیدم شفق نشسته ز غم تا کمر به خون

دیدم که شام جامه کحلی است در برش

برکنده رخ به ناخن و شب کرده زلف تار

خور را ز غصه زرد شده رنگ اجمرش

از غصه صبحدم کشد از سینه آه سرد

وز درد خون روان شده بر روی اصغرش

دیدم زمین به لرزه و چرخ است بی قرار

دیدم زمانه مضطرب از شورش و شرش

(همان، ص516)

شاعر سپس با استفاده از آرایه تشخیص، درون مایه شعر خویش را ادامه می دهد و با پرسش و پاسخ، خبر بزرگی را که به نظر مارتینه، زبان شناس معروف، در شعر باید باشد، می آورد (شمیسا، ص164) او به این شیوه، به تنه اصلی قصیده می پردازد که فشرده ای از وقایع کربلا از جمله تشنگی اهل بیت به ویژه کودکان، شهادت حضرت علی اکبر و حضرت قاسم و سایر وقایع می پردازد:

گفتم چه ماتم است که بر چرخ ماه نو

چون من خمیده قامت و اندام لاغرش

گفتا محرم است و شب قتل شاه دین

کز رتبه بود کرسی نُه چرخ منبرش

یعنی حسین بن علی، جان فاطمه

کز ناز بود جای به دوش پیغمبرش

فرزند مصطفی که خداوند کبریا

با نام خویش کرد ز احسان برابرش

در دشت کربلا ز جفای زیاد و شمر

با خنجر ستم ببریدند حنجرش

بستند آب و راه ندادند ظلم بین

شد تشنه کشته اکبر مظلوم و اصغرش

قاسم که با عروس جوان بسته بود دل

با تیر کرد شمر برون آن دل از برش

از بس که کرده از پی قتلش کمان کین

قندیل پر ز تیر شد از پای تا سرش

یک تن شنیده ایم که ظالم کشد به ظلم

یک خاندان که دید که سازند بی سرش

شاعر در بیت پایانی قصیده که نام خود را خود را آورده (تخلص) عاجزانه و ملتمسانه از خدا می خواهد که در روز قیامت به او کمک کند و یار و یاورش باشد طرزی به صدق دل چو شد از جمع دوستان یا رب به حشر هم تو شوی یار و یاورش (طرزی، 1381ش، ص662)

همچنین شاعر به اقتفای ترکیب بند محتشم کاشانی، سروده زیبایی سروده است که خود شاعر در عنوان شعر و در بیت آخر بند اول به آن اشاره کرده است. چند بیتی از بند اول در زیر می آید:

دوشم سروش هاتف غیبی به گوش هوش

گفتا که طرزیا ز چه بنشته ای خموش

ماه محرم آمد و هنگامه عزاست

عالم به ماتمند و تو در فکر نای و نوش

برخیز در مصیبت فرزند فاطمه

آه و فغان برآر و لباس عزا بپوش

زین درد و غصه قامت گردون دون دوتاست

زین ماتم است خیل ملایک سیاه پوش

در ماتم و مصیبت آل علی نگر

کوه از کمر فتاد ز بس ناله و خروش

لب تشنه شاه دین و ز آب شط و فرات

سیراب بود دیو و دد و طائر و وحوش

طرزی به طرز محتشم از شعر آبدار

بس کن که سوختی دو جهان را به یک شرار

شاعر در بند هفتم با آوردن نام مبارک حسین(ع) به عنوان ردیف بر موسیقی کناری شعر خود افزوده است و به این وسیله، ضرب آهنگ حزن و اندوه خود را بر خواننده منتقل می کند:

روزی که شد به نیزه سر انور حسین

گردید اسیر ظلم و ستم خواهر حسین

گشتند بی کجاوه به پشت شتر سوار

ذریّۀ مطهر نام آور حسین

بردند آن ستم زادگان را به قتگاه

تا بنگرند پیکر در خون تر حسین

افتاد چشم زینب غمدیده ناگهان

بر جسم چاک چاک و تن بی سر حسین

بی خود شد و فتاد ز پشت شتر به خاک

آمد به خود گرفت به بر پیکر حسین

رو کرد سوی مرقد حیدر که یا ابا

بنگر به حال زینب خود در بر حسین

دست یداللهی ات کجا بود ای پدر

خنجر کشید شمر چو بر حنجر حسین

پیوسته بود خوابگهش دوش مصطفی

گردید ریگ گرم کنون بستر حسین

افسوس و صد دریغ که طرزی در آن زمان

می بود و می نهاد سر خود بر حسین

(همان، صص 663-664)

٣. غلام سرور دهقان

غلام سرور، فرزند میرزا محمداعظم در سال 1282ش /1320ق پا به عرصه گیتی نهاد. وی در اولین وزارت مالیه، میرزا شد و در سال 1322 به حجاز رفت. در شعر، دهقان تخلص می کرد و مجموعه شعری به نام مزرعه ی دهقان از او به چاپ رسیده است. وی در سال 1354 ش/1395ق درگذشت. غلام سرور قصیده ای با عنوان «لوای حسین» در منقبت حضرت اباعبدالله(ع) سروده است (دهقان، 1388ش، صص 10-12). وی نیز با ردیف قرار دادن نام مبارک امام حسین(ع) در قصیده مزبور بر شکوه و طنین شعر خود افزوده است:

به رستخیز چو بالا شود لوای حسین

به یک زبان، همه گویند مرحبای حسین

غمی که بر دل من هست از برای حسین

دلم بداند و من دانم و خدای حسین

بسوخت زهد و ریای تو زاهدا به خدا

خدا بداده چنان را به خون بهای حسین

من آن نمک خور فقرم که گویم آدم را

نشین به گوشه خلد و بکن دعای حسین

قسم به حق خدا گر بسوزدش دوزخ

همین قدر که بود گبر، آشنای حسین

مرا که علم حق آموخت معرفت دیدم

که فرش عرش بود دشت کربلای حسین

به هر دو دهر گدای درش نمی گنجد

ز من بپرس دگر وصف بارگاه حسین

(همان، ص 190)

٣- خلیل الله خلیلی

خلیل الله خلیلی در سال 1286 ه.ش (1907 م) در باغ جهان  آرای کابل دیده به جهان گشود. در دوران عمرش مسئولیت های مختلفی را چون معاون دانشگاه، ریاست مستقل مطبوعات، مشاور عالی سلطنتی در دربار محمد ظاهر شاه و نمایندگی مجلس برعهده داشت. خلیلی در مجموع 62 اثر منظوم و منثور در عرصه  های مختلف هنر، ادب، سیاست، فلسفه و عرفان نظیر آثار هرات، سلطنت غزنویان، فیض قدس و احوال و آثار حکیم سنایی دارد. وی در بهار 1366 ه.ش درگذشت و کنار آرامگاه سید جمال الدین اسد آبادی به خاک سپرده شد. (خلیلی، 1385ش، ص 7) شاعر قصیده خود را به مناسبت ولادت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) سروده است. چند بیتی از آن قصیده غرّا:

فرخنده کشوری که تویی شهریار آن

آسوده مردمی که تویی غمگسار آن

بالد به خویش، چرخ، چو تابد به شهر تو

خورشید روز و اختر شب زنده  دار آن

خوشبخت آن کسی که تپد از ره وفا

یک دم به یاد تو دل امّیدوار آن

راه حرم کجا ست؟ که سَرگشتگان شوق

آورده اند جان به لب از انتظار آن

لیلای عشق را شده عمری است ناقه پی

کومیر کاروان که کشاند مهار آن؟

مغلوب فتنه گشته کنون، وضع روزگار

راه نجات بسته شد از هر کنار آن

(همان، ص186)

٤. عبدالقهار عاصی

عبدالقهار عاصی در سال 1335ش/ 1375ق در روستای ملیمه از ولایت پنج شیر افغانستان چشم به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان جا آموخت، درسال 1359ش به کابل رفت و در رشته ی کشاورزی موفق به دریافت لیسانس شد. در نوجوانی به شعر روی آورد و تا آخر عمر به آن ادامه داد. وی از اعضای انجمن نویسندگان افغانستان در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد بود. سرانجام وی در مهرماه (میزان) 1373 در جنگ میان گروهی مجاهدین در اثر ترکش راکت که از سوی نیروهای حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به شهر کابل شلیک شد، کشته شد. شاعر غزل-قصیده زیر را در منقبت حضرت علی(ع) سروده است که با قرائت و دقت در ابیات آن، عشق و ارادت شاعر به خوبی درک می شود:

من و ذکر نام تو یا علی که کشانی ام به هدایتی

مگر از تو چشم عنایتی، برساندم به ولایتی

همه تن خلوص و ارادتم، به مقام و فضل و کرامتت

که ز جمع خاص محمدی، تو نمونه ای، تویی آیتی

سر راه باد سحرمنم، بنشسته دیده تر منم

که ز باغ فضل تو بو برم، به اشارتی، به کنایتی

سر و پا امیدم و آرزو، سر و پا تپیدن و جستجو

که از آستان جلال تو، رسدم پیام حمایتی

بر و دوش بام فلک علی، پر و بال مرغ و ملک علی

به سخا و لطف محک علی، چه حدوده ای، چه نهایتی

(عاصی، 1374ش، ص47)

عاصی همچنین سروده زیبایی را تقدیم امام حسین(ع) کرده است که از نظر قالب، می توان نام آن را غزل-قصیده گذاشت. شاعر موسیقی بیرونی(وزن عروضی) سنگینی (مفعول، فاعلات، مفاعیل، فاعلن) را برای سروده شعر خود برگزیده تا حزن و اندوه را بیان کند که ناشی از مهارت و دانش شاعر است. همچنین کربلا را آگاهانه ردیف شعر قرار داده است تا پژواک گونه بر خواننده اثر بگذارد و حادثه کربلا را مانند ترجیع بندی هر لحظه تکرار کند.

تا ریخت خون مرد به دامان کربلا

سجاده شد زمینِ بیابان کربلا

بر مسلمین طلیعه نو باز شد ز حق

در رهگذار تشنه میدان کربلا

خون پیمبر است که گلگونه کرده است

خاک سیاه و خارِ مغیلان کربلا

الگوی زندگی است برای مقاومت

طرح قیام آل مسلمان کربلا

دست یزیدیان چه تواند کند به خلق

خون امام ماست نگهبان کربلا

آنک حضور شمر که بر باد می شود

در پیشگاه سیّد و سلطان کربلا

تاریخ را علامت فجر شکفتن است

هنگامه قیامت و توفان کربلا

پا در رکاب باد چه می بندی ای رفیق

پر باز کن به دولت ایمان کربلا

آزادگی است آنچه که تسجیل می شود

بر برگ برگ دفتر و دیوان کربلا

(همان، ص110)

مراجع

منابع

خلیلی، خلیل الله، دیوان خلیلی: شاعر افغانستان، به کوشش محمدکاظم کاظمی، نشر شریعتی، 1385ش.
خیریه، بهروز، اهل بیت پیامبر در شعر شاعران کُرد، قم، کتاب فردا، 1389ش.
دُرانی، عایشه، دیوان اشعار، به کوشش عفت مستشارنیا، نشر عرفان، 1386ش.
دهقان، غلام سرور، مزرعه دهقان، ناصرطهوری، کابل، انتشارات فیض، 1388ش.
شیخ احمدی، سیدا سعد، «محبت اهل رسول و شاعران پارسی گوی عراق»، مشکوه، شماره 50، 1375ش.
طرزی، سردار محمدخان، کلیات دیوان طرزی، ننگیالی طرزی، زیتون، 1381ش.
عاصی، عبدالقهار، از آتش از بریشم، مشهد، نشرکاوش، 1374ش.
عجمی، محمدعلی، عطر شب های خراسان، توسعه کتاب ایران، 1386ش.
قادری، عبدالله، گلشن راز، شهردوشنبه، نشریات عرفان 1992م.
قزوه، علیرضا عاشورا و انتظار، فصلنامه موعود ، شماره 61، 1384ش.
کتابچه چهارمین همایش بین المللی غدیر، تهران، موسسه غدیر، آبان 1392ش.
کمال الدینی، سیدمحمدباقر، شاعر فرزانه، بررسی مضامین و اندیشه های شعری فرزانه خجندی، فصلنامه مطالعات اجتماعی روان شناختی زنان، سال 8، شماره 3، 1389ش.
لاهوری، اقبال، کلیات اقبال، انتشارات جاویدان، 1366ش.
موسوی، سیدجمال الدین، «اهل بیت در اشعار عایشه درانی»، نیستان، سال دوم، شماره 3، 1390ش.
موسوی گرمارودی، سیدعلی، از ساقه تا صدر: شعر و زندگی شعرای تاجیکستان در قرن بیستم، موسسه انتشارات قدیانی، 1384ش.
میرآقایی، سیدهادی، «سیدای نسفی، شاعری از تاجیکستان و ارادتش به حضرت علی بن موسی الرضا(ع)» فصلنامه حبل المتین، شماره 10، 1394ش.
نجات، دارا، در آن سوی خواب ها، شهر دوشنبه، انتشارات مزدیسنا، 2000م.

نسفی، سیدا، دیوان سیدای نسفی، تصحیح و تعلیق حسن رهبری، انتشارات بین المللی الهدی، 1382ش.

نویسنده:

سیدهادی میرآقایی: نویسنده و مدرس زبان و ادبیات فارسی

فصلنامه حبل المتین شماره 16

ادامه دارد…

درباره ی

همچنین ببینید

حمایت های جمهوری اسلامی ایران از مقاومت فلسطین ستودنی است

به گزارش اخبار مذهبی مصلی به نقل از ایرنا ، ‘منیر غنام’ یکشنبه شب در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *